کد خبر : ۹۵۱۰۸ دسته : دین و اندیشه , فرهنگ و هنر , تاریخ انتشار : ۱۳:۱۶ - سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵
اندازه فونت نسخه چاپی

باید فرهنگ سیاسی جامعه را تغییر داد/مشکل قانون نویسی داریم

به گزارش مفتاح، حجت الاسلام پناهیان گفت: دین ما این نیست، ما یک دین دیگری داریم، باید فرهنگ سیاسی جامعه را تغییر داد بی قیدی در آیین نامه ها و مقررات در خانواده هم نفوذ کرده است.

همایش دومین هفته علمی تمدن نوین اسلامی با موضوع نشست تخصصی تبیین شاخص های دولت اسلامی در افق تمدن نوین اسلامی با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان، استاد حوزه و دانشگاه شب گذشته ۲۲  اسفندماه در دانشگاه امام صادق(ع) با حضور جمعی از دانشجویان این دانشگاه برگزار شد.

پناهیان در این نشست طی سخنانی گفت: ما نیاز به پیروی از ساختار و تدوین قانون داریم. قانونی که در جمهوری اسلامی رایج است نیاز  ما را پاسخ نمی دهد.آیا فقه باید تک تک احکام را پاسخ دهد؟ این در اسلام نیاز است، قوانین فردی نیز باید در کنارش باشد. در جامعه بدون نظام کارآمد دچار مشگل خواهیم شد.اگر ما قوانین لازم بر نظام خانوادگی و روابط اجتماعی در زمینه های مختلف نظام تربیتی مان را مشخص نکنیم و بخواهیم تک تک اینها را با نظام فردی پاسخ بدهیم وضعیت همانی می شود که الان هست.

وی تصریح کرد: به عنوان مثال بهترین رئیس جمهوران و نمایندگان مجلسی که تا کنون در جمهوری اسلامی داشته ایم را بیاورند، آیا با بودن آنها همه مشکلات اکنون ما حل خواهد شد؟ آیا بعد از رفتن آنها، بعد از انجام انتخاباتی دیگر، همین بهترین افراد و نیروها دچار فساد نمی شوند؟ بعد چگونه از پس آنها بر خواهیم آمد؟

پناهیان با اشاره به فرازهایی از نهج البلاغه در ادامه صحبتهای خود گفت: این به این معنی نیست که در حال حاضر دیگر آدم خوب نداریم، اگر مسئولان خوب روی کار بیایند مهمترین دغدغه شان این خواهد بود که تحولی در ساختارها و شیوه مدیریتی کشور ایجاد کنند. عرض بنده این است، علت اینکه دیربه دولت اسلامی رسیده ایم ویا به تعبیری هنوز نرسیده ایم از کمبود مضامین اخلاقی و کمبود افراد خوب نیست، از کمبود بصیرت هم نیست، مشکل این است که ساختارها را معقول نکرده ایم و ساختارهای غلطی را اضافه کرده ایم، البته برخی ساختارهای خوب را هم درست کرده ایم، مثلا امر ولایت که تنها نقطه امتیاز ساختار نظام جمهوری اسلامی است که باعث حفظ و بقای جمهوری اسلامی نیز شده است.

وی افزود: حالا ما مشکلات ساختاریمان را چگونه حل کنیم؟ من می خواهم این مشکلات را دسته بندی کنم. مشکلات ساختاری ما نود درصد است در حالی که مشکلات اخلاقی سیاستگذاران ما ده درصد است؛ ولی بیشتر توجه تبلیغاتی جامعه روی آن ده درصد است البته دشمنان ما هم بدشان نمی آید که روی همان ده درصد بیشتر کار کنند. این رویه خوبی نیست،اینکه یک دولت مردی نگاه غلط داشته باشد محصول چیست؟ با انتقادها چه چیزی حل خواهد شد؟ نمی گویم انتفاد نباید باشد ولی من می دانم انتقادهای ما راه حل نیست. ما باید انقلابی گری را در یک ساختار انقلابی به نمایش بگذاریم نه اینکه به زور با ساختارهای غلط مشکلات را بخواهیم حل کنیم. ما به فقه می گوییم باید مدت تحصیل در دبستان پنج یا شش و یا هفت سال باشد و یا مدارس غیرانتفاعی زیاد شهریه می گیرند، باید کمتر شهریه بگیرند، تا زمانی که ما از فقه تا همین حد بهره می گیریم وضع همانی می ماند که الان هست. آیا فقه واقعا پاسخگو نیست؟

این استاد دانشگاه در ادامه سخنانش گفت: دولت به معنای حاکمیت است به معنای مجریه نیست. اگر این ساختارها را تغییر بدهیم و در درونش تغییراتی ایجاد کنیم مردم سالاری ایجاد کرده ایم. بسیاری از این گفتگوها از ظرفیتی که قانون اساسی دارد می تواند استفاده کند.باید به ساختارها بازگشت، دولت باید چقدر بزرگ باشد؟نقش مردم در کجاست؟ چرا مردم ما مثل رعایای بی مسئولیت در جامعه هستند؟ چرا در کشورهای غربی رأی گیری بیشترین هزینه را دارد در حالی که در کشور ما هر انتخاباتی که می شود حساس ترین انتخابات جمهوری اسلامی می شود؟ چرا حوزه این قدر حساسیت پیدا کرده است؟ اگر انتخابات مرجع تقلید که کار دشوارتری نسبت به انتخابات ریاست جمهوری هست موضوع حساسی بشود،در مساجد و معابر و زیارتگاهها بین مومنین خون و خون ریزی خواهد شد؛ در حالی که مومنین مقلد آنها هستند.

پناهیان ادامه داد: ما باید چکار کنیم تا انتخابات در جامعه ما حساسیتش پایین بیاید؟ باید دایره نفوذ و ساختار حاکمیت را کم کنیم. مردمی که به این بلوغ رسیده اند؛ به این توانایی رسیده اند که می شود آنها را در جریان حساس ترین مسائل قرار داد.ساختار مانع است ما کاری برای تشکیل دولت اسلامی نمی کنیم.آیا اول باید سراغ تحول بانکها برویم یا باید سراغ تغییر سبک زندگی در تغییر معیشت برویم؟ ما در استفاده از دین دچار تحریف شده ایم.فقط رعایت اخلاق را که معلوم نیست از کجا وارد اسلام کرده ایم در اولویت قرار داده ایم.

پناهیان غیر از توجه به ساختارها،افزایش دخالت مردم در کوچک کردن دولت را مسئله مهم دیگری دانست وافزود: آن هم باید ساختارمند باشد که نیاز به افراد آگاه و دین متفاوت دارد، دینی که فلسفه نماز جماعت را نیاز جمعی بداند دین متفاوت دیگری است، غیر از دینی است که ما داریم، دینی که به جای اخلاق از ما ایمان و عمل صالح بخواهد. وقتی که ما مشکلات جامعه را تحلیل می کنیم می گوییم طوری عمل کنیم که جامعه لطمه نخورد وقتی که در دینمان  برای مواجهه با آن مشکلات قانونی وجود نداشته باشد پس به مصلحت روی می آوریم مصلحتهایی که در زمان و مقاطع خودش جواب می دهد را سی الی چهل سال به کار گرفته ایم.

 

این خطیب و واعظ افزود: ملاک تشخیص مصلحت چیست وقتی که قرار نباشد بدانیم چه قوانینی را باید تبیین کنیم؟من منظور بدی نسبت به مجمع تشخیص مصلحت نظام ندارم،مصلحت اندیشی ملاکش چیست؟ مسئله بر می گردد به قوانینی که در تشخیص مصلحت وجود دارد،اگر ملاکهای تشخیص مصلحت را بخواهیم ببینیم؛ بخشی از آن مصلحتهایی است که از آن دسیسه ها درست می شود ما از مصلحتهای درست نمی توانم استفاده کنبم؛ برای مثال می گویند ما اگر به جای رسیدگی کردن به سوریه به اهواز رسیدگی می کردیم بهتر بود. علمی در کار نیست،علمی که ما را مجبور کند به تشخیص مصلحت درست برسیم و ما را وادار به جلوگیری از تشخیص مصلحت های غلط کند.اینها موانع بزرگ برای رسیدن ما به دولت اسلامی هستند، شما، این موانع را بردارید. ما باید برای تشخیص مصلحت اسلامی به فکر ساختارها باشیم.

وی مشکل دیگرکشور را مسئله قانون نویسی ها دانست و گفت: قانون نویسی ما بیشتر به آیین نامه شبیه است، از آیین نامه نویسی در ساختارها خُرد که مجلس شورای اسلامی آنرا قانون گذاری می کند بپرهیزیم. قانون درست یا قانون غلط را مورد نقد قرار دهیم. چه کسانی می توانند قانون بنویسند؟ چرا شورای نگهبان فقط قوانینی را که مخالفتی با شرع ندارد را تصویب می کند و چرا با ساختارها کاری ندارد؟ مجلس شورای اسلامی این قوانین را چگونه تصویب می کند؟ مردم ما به نمایندگان اعتماد کرده اند، آیا حکم شرعی با قانون متفاوت نیست؟ آیا هر حکم شرعی را می توان قانون کرد؟

وی نگاه عمیق دین به شیوه اداره جامعه را از مشکلات دیگر کشور دانست و گفت: مؤسسات پژوهشی که باید ذیل شورای نگهبان باشند باید قوی تر از موسسات پژوهشی موجود در مجلس باشد که نیست، علما باید تولید نظام کرده باشند که نکرده اند.احساس می شود در طراحی ساختارهای حاکمیتی کمی شرمنده غربی ها بوده ایم، شعارهای انقلابی ما انقلاب، استقلال، آزادی، متاثر از فضا و ادبیات زمان خودش بوده است، اگر هر کدام را در زمان خودش ریشه یابی کنیم خاستگاهشان کجا بوده است؟ آن مفاهیم را آوردیم ولی قرار نبود آن مفاهیم محقق نشوند.از دیکتاتوری پادشاهان گذشته صحبت کنیم یا از قدرت احزاب امروز سخن بگوییم؟ چاره آن چیست؟ چاره اش این است که مملکت را باید متشکل کنیم، آیا می شود؟ به نظر من خیلی کار سختی است؛ تشکیلاتی زندگی کردن و قدرت آفرینی برای نظام اسلامی را یک وظیفه اصلی بدانیم، باید نگاهمان را تغییر دهیم.

پناهیان در خاتمه سخنانش ابراز داشت: دین ما این نیست، ما یک دین دیگری داریم، باید فرهنگ سیاسی جامعه را تغییر داد، شما با حرکتهای دانشجویی می توانید.دینی که ما داریم دینی نیست که در زمان پیغمبر وجود داشته است.ما باید بدانیم که جامعه با آیین نامه های غلط و قوانین غیر دقیق اداره می شود،همین بی دقتی را در خانواده هایمان هم برده ایم که آمار طلاق اینقدر بالا رفته است.ما ریشه ها را خراب کرده ایم،بی قیدی در آیین نامه ها و مقررات در خانواده هم نفوذ کرده است،نگاههای غلط داریم، ما زندگیمان غرق ساختارهای غلط است؛ باید از خودمان شروع کنیم، نمی شود که انسان اسلامی باشد و با ساختارهای غلط عمل کند،خودتان تشکیلاتی عمل کنید.

منبع: مهر

ارسال نظر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × پنج =


صوت و فیلم

گزارش تصویری