کد خبر : ۳۴۹۵۳ دسته : فرهنگ و هنر , تاریخ انتشار : ۱۶:۰۲ - یکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۳
اندازه فونت نسخه چاپی
نگاهی به سومین اثر محمد طلوعی/

کسوفی که یخ عاطفی پدر و پسری را آب کرد

به گزارش مفتاح، کتاب تربیت های پدر شامل شش داستان با عناوین تابستان، نجات پسر دایی کولی، Mede In Danmark، دختر دایی فرنگیس، مسواک بی موقع و انگشتر الماس است که توسط محمد طلوعی نوشته شده است. این کتاب سومین اثر طلوعی است و در مورد ارتباط یک پدر و پسر است.

محمد طلوعی متولد 58 و دانش آموخته سینما و ادبیات نمایشی است. او نویسنده مجموعه داستان من ژانت نیستم (برنده جایزه گلشیری برای مجموعه داستان اول) و همچنین رمان تحسین شده قربانی باد موافق (برنده تکنیکی ترین رمان جایزه ادبی فردا و رمان تقدیر شده جایزه واو) است.

تربیت های پدر، رابطه ضیا و پسرش را به تصویر می کشد. از زمان کودکی پسر تا 30 سالگی پسر، محمد و پدرش، ضیا ارتباط کلامی و عاطفی خوبی با هم ندارند و سعی می کنند بحث و گفتگویی با هم نداشته باشند. 25 سال پیش ضیا به محمد قول داده بود که او را به دیدن کوفه ببرد و همین سفر پدر و پسر موجبات نزدیکی آنها را فراهم می کند به گونه ای که محمد 30 ساله که از حرف زدن با پدر فراری بود خواهان صحبت با پدر می شود. این سفر یخ عاطفی بین پدر و پسر را آب می کند.

در ابتدای داستان “مسواک بی موقع” می خوانیم: اعتیاد از حالتی به حالت دیگر مبدل می شود از بین نمی برد، معتاد بطالت بودم حالا معتاد کار شده ام، معتاد علف بودم حالا کتامین تزریق می کنم، معتاد آزاده بودم حالا معتاد ژاله. من معتاد استقلال از خانواده بودم حالا معتاد پدر شده ام. چرا نمی شود اعتیاد را برای همیشه درمان کرد، چرا نمی شود وسط جلسه پارک لاله بگویم من چند وقت پاکم و جماعت معتادان گمنام بغلم کنند و وقتی از بغلشان بیرون می آیم هنوز پاک باشم؟

در بخشی از داستان “انگشتر الماس” آمده است: ضیا آنقدر سماق ریخت روی چلو که غذایش قرمز شد از ترس چربی خون این قدر سماق می خورد، خواستم بدجنسی کنم و بگویم با رنگ صنعتی این رنگ جگری سماق را درست می کنند و این قدر خوردنش سرطان زاست که نگفتم اگر می گفتم تا آخر سفر، نان و پنیر و پیاز می خورد و تا سم از بدنش دفع کند. بی حرف چلو کباب را خوردیم و بیرون آمدیم. فلاسک را آب جوش کردم تا توی راه چای بخوریم و همین که توی ماشین نشستیم خوابم برد.

در بخش دیگری از این کتاب می خوانیم: ضیا گفت، شغاله داره به ما می خنده، شغال چرا باید در آن حال به ما می خندید؟ ما پدر و پسری بودیم که در یک وضع عاطفی از پیش طراحی شده گیر کرده بودیم. توی یک حرفی که بیست و پنج سال پیش زده بودیم، مانده بودیم. اگر به هر کدام مان بود این وقت غروب پنجشنبه می نشستیم توی خانه خودمان پاهایمان را می انداختیم روی هم توی خون بوک موبایل دنبال یک دوستی می گشتیم که دعوتش کنیم یا برویم پیشش، بعد که به یکی دو نفر زنگ می زدیم و نمی شد می رفتیم زیر گاز را روشن می کردیم، چای می گذاشتیم، بعد تلویزیون رو روشن می کردیم، همین جوری کانال ها را می چرخیدیم، یک جا روی یک برنامه صدا را می بستیم و می نشستیم روبروی تلویزیون بی صدا، من کتاب جلد معلومم را می خواندم، ضیا کتاب روزنامه پیشش را ولی حالا مجبور بودیم روی پشت بام یک کاروانسرایی بنشینیم و شغال به ما بخندد.

گفتنی است، کتاب” تربیت های پدر” نوشته محمد طلوعی در شمارگان 1500 نسخه در 86 صفحه به قیمت 5500 تومان امسال از سوی انتشارات افق روانه بازار کتاب شده است.

منبع: شبستان

ارسال نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 + 12 =


صوت و فیلم

گزارش تصویری