کد خبر : ۲۶۶۹۹ دسته : دین و اندیشه , تاریخ انتشار : ۲۱:۳۰ - دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۳
اندازه فونت نسخه چاپی

بنویسید “موسیقی” بخوانید “نا علم”

به گزارش مفتاح – سال تحصیلی جدید، سال نوشکوفایی جان های مشتاق علم و معرفت – گرچه مسیر علم را آغاز و پایانی نیست- آغاز شد.
شور توأم با شعوری که این روزها در مدارس و دانشگاه ها، چشم هر بیننده ای را خیره می کند و اعجاب هر نظاره کننده ای را برمی انگیزد، سبب و علّتی جز عشق به علم و بینش و بصیرت ندارد.
آری! این قدرت جذّاب علم است که جمعیت های انبوه دانش پژوهان را به سوی خود فرا می خواند و چه زیباست مشاهده این مناظر زیبا که بهجت و سروری با لذّت تر از آن نیست؛ مشاهده جمعیتی که به قول آیت الله العظمی صافی، می دانند که: آینده از آنِ ملّت های عالم و داناست.
و امّا در میان این هیاهوی برخاسته از فطرت حق جوی انسان های علم آموز، خبرهایی هم هست که ناگاه بدن انسان را به لرزه درمی آورد و از بهجت و نشاط بوجودآمده از انبوه جمعیت دانش پژوهان، به شدّت می کاهد.
خبر چیست؟ «ایجاد ۳۲ هنرستان موسیقی در ۳۲ استان کشور!!!»
در ایّامی که همه بینش آموزان و بصیرت پویان، گام در مسیر دانش قرار می دهند تا با سرعت هر چه تمامتر به قلّه های رفیع علم و کمال و سعادت دست یابند، بودجه هایی کلان صرف «نا علم» هایی می شود که بارها و بارها عالمان و اندیشمندان؛ چه در قبل از انقلاب و چه بعد آن، نسبت به رواج آن هشدار داده اند.
نمونه ای از قبل از انقلاب اسلامی را از زبان فقیه، دانشمند و مورّخی معاصر نقل می کنم که ایشان در جایی فرموده اند: در زمان رژیم غیر اسلامی و منحوس رضاخانی وقتی قرار بر آن شد که در مدارس، موسیقی تدریس شود، مرحوم آقا ضیاء الدین دُرّی – که از فحول علماء معقول و در اوایل از سردمداران مشروطه بود- با گفتن چند بیت شعری بالبدیهة، افتضاح این امر را متذکّر شد و همین نهی از منکرش سبب لغو این خلاف شد و او اینگونه سروده بود: دانش‌آموز اين دبيرستان * علم تفسير داند و قرآن* واجبات و اصول دين داند* سخن از حشر و نشر مي‌راند* ممتحن ساز و عود مي‌خواهد * بربط و چنگ و رود مي‌خواهد* به خيالش که مجلس رقص است * چون نداند براي او نقص است* گر همين است علم و فضل و هنر * که بدانند صوت …….* سال آينده گر بُدم زنده * باغ وحشي بنا کنم بنده* که نه آمريک باشد و لندن * نه به پاريس و ورشو و برلَن* بهر تعليم اين دبيرستان * لوليان آورم ز هندوستان * گاه ني مي‌زنيم و گاهي مي * به خوشي سال را نماييم طيّ …
و اگر چه نقل سخنان همه دانشمندان و فرزانگان بعد از انقلاب در این کوتاه مجال، ممکن نیست ولی به ذکر کلماتی از رئیس عقلاء انقلاب حضرت امام خمینی قدس سره در این باب بسنده می کنم که در مضرّات این “نا علم” در جای جای بیاناتشان اینگونه فرموده اند:
* «موسيقى تضعيف مى‏كند روح انسان را. موسيقى اسباب اين مى‏شود كه انسان از استقلال فكرى مى‏افتد. صحيفه امام، ج‏9، ص157»
* «اگر شما علاقه داريد به اسلام، علاقه داريد به كشور، علاقه داريد به ملت خودتان، اين دستگاهى كه دست شما هست- همه دستگاه ها كه نمى‏تواند همه دخالت بكنند- هر كسى آنجايى كه دارد، اين دستگاهى كه دست شماهاست اين دستگاه را اصلاحش كنيد؛ يعنى غربى نباشيد، غرب زده نباشيد، كه حتماً بايد بين اين خبر و اين خبر، موسيقى باشد، اين غربزدگى است، يك طرح ديگرى درست كنيد، يك چيز ديگرى. اخبار را زيادترش كنيد، يك كارهايى بكنيد كه موسيقى را تركش كنيد. شما خيال نكنيد كه موسيقى يك چيزى است براى يك مملكت مترقى. موسيقى خراب مى‏كند دِماغ بچه‏هاى ما را؛ مغز بچه‏هاى ما را فاسد مى‏كند. دائماً تو گوش يك جوان موسيقى باشد، اين ديگر به كار نمى رسد؛ اين ديگر نمى‏تواند فكر جدّى بكند. اينكه ما مى‏گوييم كه اينها را از بين ببريد و مكرر من گفته‏ام، شايد تا حالا ده مرتبه بيشتر من به آقاى قطب زاده گفته‏ام كه آقا اين را برداريد از آن، مى‏گويد نمى‏شود. من نمى‏دانم اين «نمى‏شود» يعنى چه؟ چرا نمى شود؟ شما به عرض من گوش بكنيد. من عرض مى‏كنم كه اگر ما يك كارى كه صلاح ملتمان است بكنيم، غربيها يا غرب زده‏ها بيايند به ما اشكال بكنند و بگويند كه اينها كهنه پرستند، ما بايد دست برداريم برويم سراغ آنها؟ يا نه، ما بايد مصلحت خودمان را ملاحظه كنيم. ما بايد ملاحظه كنيم به اينكه اين دستگاهى كه بايد معلّم جمعيت باشد، بايد مربى جمعيت باشد، بايد سازنده باشد، انسان جورى بار بياورد كه در فكر مقدّرات خودشان نباشند، دنبال اين باشند كه بنشينند اينجا، و عرض بكنم كه اين مسائل را از سمع و بصر تحويل بگيرند، و باطنشان اصلًا بعد از چند روز خراب بشود، تهى بشود. اينجا بايد مسائل آقا، مسائل تلويزيون و راديو مسائل جدى بايد باشد. مسائل موسيقى، مسائل هزل است، نه مسائل جدى. شما بايد مسائلتان مسائل جدى [باشد]. شما مى‏خواهيد يك مملكت درست بكنيد. صحيفه امام، ج‏9، ص157»
* «و از جمله چيزهايى كه باز مغزهاى جوان ها را مخدّر است و تخدير مى‏كند موسيقى است. موسيقى اسباب اين مى‏شود كه مغز انسان وقتى چند وقت به موسيقى گوش كرد، تبديل مى‏شود به يك مغزى غير آن [مغز] كسى كه جدّى باشد. از جدّيت، انسان را بيرون مى‏كند، و متوجه مى‏كند به جهاتى ديگر. تمام اين وسائلى كه حالا اين بعضيش بود، و الى ماشاء اللَّه وسائل درست كرده بودند، همه براى خاطر اين بود كه ملت را از مقدّرات خودش غافل كند، و متوجه به جهات ديگر بكند، منحرف كند او را از مسائل روز كه مبادا مزاحمش بشود. اين يك برنامه بسيار مفصّلى بوده است كه طرح شده؛ نه اين است كه مِنْ باب اتفاق مثلًا اين مسائل واقع شده. نخير، اين يك طرح هايى است كه آنهايى كه طرّاح هستند طرح كردند، كه اين جوان ها را به تباهى بكشند. صحيفه امام، ج‏9، ص201»
* «اينكه مى‏گويند كه اگر چنانچه موسيقى در راديو نباشد آنها مى‏روند از جاى ديگر مى گيرند موسيقى را، بگذار بگيرند از جاى ديگر، شما عجالتاً آلوده نباشيد؛ آنها هم كم كم برمى گردند به اينجا. اين عذر نيست كه اگر موسيقى در راديو نباشد، آنها مى‏روند از جاى ديگر موسيقى مى‏گيرند. حالا اگر از جاى ديگر موسيقى بگيرند، ما بايد به آنها موسيقى بدهيم؟! ما بايد خيانت بكنيم؟! اين خيانت است به يك مملكتى، خيانت است به جوان هاى ما. اين موسيقى را حذفش كنيد به كلى، عوض اين يك چيزى بگذاريد آموزنده باشد. كم كم مردم را و جوان هاى ما را عادت به آموزندگى بدهيد؛ از آن عادت خبيثى كه داشتند برگردانيد. اينكه مى‏بينيد كه جوان ها اگر اين نبود مى‏روند سراغ موسيقى ديگر، براى اين كه اينها عادت كردند! اين شاهد بر اين است كه جوان هاى ما فاسد شدند. الآن ما موظّفيم كه اين نسلى كه فاسد شده برگردانيم به صلاح و نگذاريم اين كوچك هاى ما فاسد بشوند، اينها را جلويش را بگيريم، بايد جدّ باشد اين مسائل. اختلاط زن و مرد در اطراف دريا از همان نقشه‏ها بوده است، بايد مردم جديّت كنند خودشان جلو بگيرند. و دستگاه هاى انتظامى و حكومت ها و اينها جلوگيرى بكنند، خود مردم جلوگيرى بكنند. راديو اين معنى را تبليغ بكند كه نبايد اين طور بشود، مفاسدش را به آنان بگويد. صحيفه امام، ج‏9، ص206»
و بعد از نقل کلمات امام راحل و متعهّدمان و دعوت خوانندگان به مطالعه بیشتر در این باره، در آخر این مقال به درگاه خداوند متعال، عرض حاجت نموده و از حضرتش مسألت داریم که افکار و اندیشه های مربّیان و برنامه ریزان جامعه اسلامی را در مسیر مستقیم خودش قرار بدهد و از مشوب شدن به آلودگی هایی نظیر آنچه در این نوشتار آمد دور سازد که والله هو الهادی الی الصّواب.

ارسال نظر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × سه =


صوت و فیلم

گزارش تصویری