کد خبر : ۲۶۵۳۷ دسته : اصفهان , فرهنگ و هنر , تاریخ انتشار : ۱۹:۲۶ - یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۳
اندازه فونت نسخه چاپی
يك كارگردان تئاتر:

مدیران به گذشته، اکنون و آینده‌ تئاتر اصفهان بدهکارند

به گزارش مفتاح به نقل از ایسنا ، محسن رهنما، کارگردان، منتقد، نمایش نامه نویس و عضو هیئت رئیسه‌ انجمن هنرهای نمایشی اصفها متولد 1359 و نزدیک به 12 سال از فعالیت تئاتری او می گذرد.

از این هنرمند که معتقد است تئاتر اصفهان، امسال را نیز تاکنون به خاطر ارائه نشدن برنامه ریزی جدید از سوی مدیران تئاتری، بدون تغییر مثبتی به مانند سال‌های اخیر آغاز کرده، در اردیبهشت ماه امسال، نمایش‌نامه «سه نمایش همراه» و در خرداد ماه نمایشنامه «آستانه» در موزه خط به کارگردانی محسن عرب زاده به روی صحنه رفته است. این هنرمند اکنون نیز مشغول بازنویسی نمایش‌نامه‌ای به نام «شب همیشه» است که قرار است نیمه دوم امسال توسط امیر پیرستانی به روی صحنه برود.

وي در گفت‌و گو با ايسنا در پاسخ به اين پرسش كه ترسی که اهالی تئاتر به وجود آن در مدیران تئاتری نسبت به این هنر اشاره می کنند ناشی از چیست؟ گفت: نگاه مدیران تئاتری به ویژه در برخی از ارگان‌ها به تئاتر یک مسأله امنیتی است. در صورتی که اصلاً این طور نیست. این ترس بی اساس و ناشی از عدم شناخت تئاتر است. اتفاقاً تئاتر یک هنر سالم است و هیچ موقع به عنوان ضد امنیت رفتار نکرده است. در واقع اصلاً نمی‌شود این وجه را برای تئاتر قائل شد.

عملکرد مدیران تئاتری اصفهان در این سال‌ها چگونه بوده که باعث شده این تصور ایجاد شود که مدیران فرهنگی از تئاتر می‌ترسند؟

این مساله که مدیریت تئاتری چه دیدگاهی نسبت به تئاتر دارد بحث بسیار گسترده و پر اهمیتی است که در این فرصت کوتاه مجال پرداختن به آن نیست. اما مساله مهم این است که تئاتر باید به دست کسانی مدیریت شود که در درجه نخست با تئاتر آشنا باشند و سپس درک این را داشته باشند که بسیاری از هنرمندان تئاتر از همین کار ارتزاق می‌کنند. مدیرانِ حقوق بگیری که دغدغه تئاتر ندارند چگونه به خودشان اجازه می‌دهند برای تئاتر تصمیم بگیرند، در صورتی که هر گام اشتباهی که برمی‌دارند ممکن است اوضاع اقتصادی و خانوادگیِ بسیاری از تئاتری‌ها را با مشکل روبه رو کند. هر مدیر تئاتری به گذشته، اکنون و آینده‌ تئاتر این شهر بدهکار است. در قبال چالش‌های اجتماعی‌ای که در زندگی هنرمندان به وجود می‌آورد مسؤول است و مطمئن باشید که یک روزی و یک جایی جواب سوءمدیریت و کم‌کاری خود را پس می‌دهد. مدیری که می‌بیند و می‌فهمد نمی‌تواند روی صندلی‌ که نشسته قدم موثری برای تئاتر بردارد، اگر به ‌ مدیریتش ادامه دهد در حق همه‌ اهالی تئاتر ظلم کرده و در آینده باید جواب پس بدهد.

یک مدیر تئاتری خوب الزاماً باید از اهالی تئاتر باشد؟

نه، الزاماً یک مدیر فرهنگی برای اداره‌ تئاتر نباید از اهالی تئاتر باشد بلکه باید تئاتر را خوب بشناسد؛ شناختی که نه به تئاتر و به تولید به معنای کارگردانی، نویسندگی و بازیگری محدود نشود. بلکه او باید از مهندسی فرهنگیِ کلان و اقتصاد در هنر نیز سررشته داشته باشد. در ضمن باید شهری که تئاتر را در آن مدیریت می‌کند خوب بشناسد. به هر حال مدیریت تئاتر در اصفهان با تئاتر در تهران، شیراز و دیگر شهرها تفاوت‌هایی دارد. نکته مهم دیگر این است کسی که مدیریت این هنر را به عهده می‌گیرد با چه دیدگاهی می آید؛ آیا او به اولین و آخرین چیزی که فکر می‌کند این است که بعد از این دوره‌ای که پشت این میز نشست به جای بهتری برود؟ ارتقاء پیدا کند؟ آیا بدون هیچ خلاقیتی فقط می‌خواهد به دستورات مدیران خود گوش دهد؟ اگر او این‌طور بیندیشد هیچ اتفاقی برای مجموعه‌ای که اداره می‌کند نمی‌افتد. البته منظور این نیست که یک مدیر تئاتری باید از دستورات مافوقش سرپیچی کند بلکه به این معنی است که تئاتر ترفندهای مدیریتی خودش را می‌خواهد که بسیاری از این ترفندها قابل پیش بینی نیست، تنها کسی می‌تواند در این حوزه موفق باشد که خودش تئاتر را بشناسد و معاملات و معادلات اقتصادی آن را بداند. مثلاً در جذب بودجه‌ تئاتر از کمیته‌های معاملاتی سررشته داشته باشد، همچنین بسیار مهم است که یک مدیر تئاتری صاحب دیدگاه باشد. البته نه به این معنی که از خودش تئوری‌های تئاتری داشته باشد و آن را دنبال کند. بلکه تکلیف خودش را با هنر و زندگی مشخص کند. وقتی او یک نگاه عمیق نسبت به زندگی و نیز به تئاتر نداشته باشد چگونه می تواند در مدیریت خودش این نگاه را دنبال کند و تئاتر را در برهه زمانی که مدیریت آن را برعهده دارد به سرمنزل مقصود برساند.

در حال حاضر تالار هنر و مجتمع فرشچیان به عنوان مركز تئاتر اصفهان شناخته مي شوند آيا داشتن دو مركز براي تئاتر اصفهان كافي است و آيا اين دو مركز استانداردهاي لازم را براي اجراي تئاتر دارند؟

به تئاتری‌ها می‌گویند که در تالار هنر و در فرشچیان اجرا داشته باشید، البته باید از معضل فرشچیان نام برد؛ مجتمعی که یک سالن روباز درکنارش دارد و هیچ کس مسؤولیش را قبول نمی‌کند تا تعمیرش کند و در اختیار بچه‌های تئاتر بگذارد. حتی معلوم نیست که سالن اصلی آن در چه روزهایی به گروه‌ها تعلق می‌گیرد، هر زمانی هم که در اختیار تئاتری‌ها قرار می‌گیرد تداخل با کنسرت‌ها و نشست‌های دیگر ارگان‌ها پیدا می‌کند. تالار هنر هم به واسطه مسیر طولانیش برای بعضی از اجراها مناسب نیست، از طرفی سالن سوره نیز به خاطر اینکه بودجه سینمایی برایش گرفته‌اند و در آن پرده سینما نصب کرده‌اند عمق صحنه‌اش نصف شده و کارایی‌ مطلوبش را از دست داده است. موزه خط هم که اتاقی در وسط شهر است بچه‌ها با هزار خواهش و تمنا می‌گیرند و در آن تئاتر اجرا می‌کنند.

پیشنهاد تئاتری‌ها برای حل معضل کمبود مکان چیست؟

پلاتوهای خصوصی می‌توانند به داد تئاتر اصفهان برسند. در حال حاضر ما در اصفهان در حدود پنج آموزشگاه تئاتر داریم که فعالیت می‌کنند. چرا مثل تهران به آموزشگاه‌های ما که دارای پلاتو هستند اجازه اجرا داده نمی‌شود؟! روبه روی تئاتر شهر در تهران، سر چهارراه ولیعصر مرکز آفرینش‌های هنری «مان» قرار دارد که پلاتویی به اسم استاد مشایخی دارد. وقتی مرکز می‌خواهد آمار اجراها را وارد اینترنت کند، آمار اجرای این پلاتو را هم می‌دهد. در واقع این پلاتو به عنوان یک مکان اجرایی در کلان شهر تهران پذیرفته شده است. تماشاخانه «آو» یک پلاتو دارد. آموزشگاه سه نقطه و نیز مکان‌های دیگر همین طور. در اصفهان هم ما آموزشگاه‌های جلفا، اردیبهشت و بازیگر را داریم که هر کدام یک پلاتو دارند. انگار این ترس در مدیریت فرهنگی وجود دارد که اگر به این پلاتوها امکان اجرایی بدهند اتفاقی می‌افتد! مدام هم تکیه می‌کنند بر اینکه این پلاتوها امکان اجرایی ندارند! وقتی تئاتری مجوزش را از اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌گیرد، دیگر برای شما چه فرقی می کند که کجا اجرا شود!

وقتی گروه ‌ما و نیز دیگر گروه‌های فعال تئاتر، به عنوان بخش از تئاتری‌های فعال این شهر پایگاهی داشته باشیم، قطعا به تئاتر این شهر امیدوارتریم. این گونه نیست که ما در تئاترهایمان بخواهیم برخلاف امنیت اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی اقتصادی عمل کنیم. مثل همیشه نمایش‌نامه‌های ما در ارشاد تائید می‌شوند و اجراهایمان نیز در بازبینی‌ها تائید خواهند شد. نکته مهم دیگر این است که قسمتی از مدیریت تئاتر باید به دوش تئاتری‌ها بیفتد. منظور این که بچه‌ها به تئاتر خصوصی دست پیدا کنند. کسی که نزدیک به 15 سال است در فضای تئاتر زندگی می‌کند و درآمدش از آن است، این توانمندی را از خودش نشان داده که بتواند یک پلاتو را اداره کند. در واقع بقای زیست تئاتری او به پلاتو وابسته است. مکان هایی کوچک با ظرفیت در حدود 80 تماشاچی در وسط شهر، مثلاً در چهارباغ و جلفا.

گفت و گو از : ليلا شهبازيان

ارسال نظر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


صوت و فیلم

گزارش تصویری