16:00 1399/07/29


عکس در دنیای مدرن مفاهیم دیگری دارد، عکاسی از تعریف های کلاسیک خود جدا شده است. دیگر در نمایشگاه های عکس کمتر شاهد عکس هایی با موضوع آزاد هستیم. به نظر می رسد عکاس برای هر کادری که می بندد یک ایده از قبل دارد. دیگر عکاسی به چند جنبه زیبایی شناختی و یا خبررسانی خلاصه نمی شود. عکس ها حالا انتقال دهنده یک مفهوم هستند و روایتگرند.
نمایشگاه عکس «هم پا تاحرم » که این روزها درنگارخانه میراث میدان امام اصفهان برپاست یکی از همین نمایشگاه هاست. مجموعه ای از عکس ها که هر کدام به تنهایی و در مجموع روایتی دارند. عکس هایی از یک محیط عاشقی  وشیدایی روایت می کنند که مفهوم زیبایی در پس زمینه دارد و آنچه مهم است انسان های در ارتباط با آن هستند. به بهانه برگزاری این نمایشگاه خبرنگارمفتاح نیوز، گفتگویی با وی داشته است. رسول مختاری بیشترین علاقمندی و زمینه کاری اش مستند اجتماعی است. البته او در حوزه عکاسی خبر نیز فعالیت داشته و بعد از همکاری با چند خبرگزاری و روزنامه هم اکنون بعنوان مدیرروابط عمومی شهرداری کوشک در حال فعالیت است . هم پا تاحرم هفتمین نمایشگاه انفرادی اوست.

به نظر می آید احساس بسیار زیادی در آثار شما موجود است این حس ها از کجا هویداست؟


عکاسی معاصر تعریف های خود را دارد و در وهله اول نگاه و اندیشه عکاس در آن مهم است. این مساله به خصوص در برپایی نمایشگاه و عکس های ارائه داده شده در آن دیده می شود. امروزه ساختار و چارچوب عکاسی تغییر کرده است. عکس هم اکنون یک روایتگر است و باید روایت داستانی که عکاس در ذهن خود دارد با عکس ها و چیدمان آن همخوانی داشته باشد. در این میان اندازه نما، زاویه دید و حتی انتخاب لنز مهم است. یعنی همه چیز باید سر جای خود باشد

 

در خصوص این نمایشگاه توضیح دهید خصوصا فضای انتخاب شده و چرا چنین ایده ای به ذهن شما رسید به طور خاص دلدادگی  وعشق به اهل بیت ع؟


در این نمایشگاه حدود 25 عکس در قطع های مختلف وجود دارد.

در واقع این نمایشگاه یک روایت  تصویری از دوماه عزاداری ودلداگی ما درمحرم و صفرکه زنجیر وار به هم وصل می باشد از عزاداری دهه اول محرم گرفته تا پیاده روی اربعین تا خیل عشاق که در آخرهای ماه صفر به سمت مشهرالرضا  سوق پیدا می کنند در نگاه اول سعی من وتلاشم این بوده که بتوانم به بهترین نحو این عشق ودلداگی را به تصویر بکشم.

چرا عکاسی مستند اجتماعی اولویت شماست و به خصوص فضای مذهبی؟


من در فضای مستند اجتماعی نفس کشیده ام و به خصوص در این فضای مذهبی که همیشه اولویت اصلی مردمان شهرش عشق و دلدادگی به اهل بیت ع بوده است.

 از دید من جنس این ژانر از عکاسی خاص است. در این عکاسی می توان روایت و داستان داشت و وجود مردم در آن شاخصه اصلی است. البته من در حوزه هایی چون معماری و طبیعت نیز عکاسی می کنم؛ ولی قطعا اگر بخواهم در قالب نگاه خودم عکسی را ارائه دهم آن قالب مستند اجتماعی است. در واقع ممکن است من از ژآنرهایی دیگر درآمدزایی کنم؛ ولی برای این ژانر هزینه هم می کنم. در مورد برگزار کردن نمایشگاه هم باید بگویم من دچار نوعی نگاه وسواسی هستم. همین عکس ها نتیجه عکاسی در چهار تا پنج دوره اورهال است تا به این نتیجه رسیدم. من اعتقاد دارم باید سوژه عکاس را درگیر کند و قابلیت ارائه در نمایشگاه را داشته باشد.

 

 

دراین چندسالی که عکاسی می کنید چه چیزی شمارا آزار داده است؟

 

متاسفانه اگر انتقادی ازهر ارگان یا مسئول فرهنگی در هر شهری صورت بگیرد نگاه ها به سمت آن هنرمند تغییر پیدا می کند. امروز ما در کشورمان شاهد هستیم که مدیریت فرهنگی نداریم. شخصی را به عنوان مسئول فرهنگی انتخاب می کنند که نگاه فرهنگی یا حتی رسانه ای ندارد و سمت وسوی علاقه او به کارهای دیگر است این می شود که بودجه فرهنگی و هنری هنرمندان هر شهر به سمت وسویی پیش میرود که نباید برود

در یک کلام مدیریت که باید به سمت فرهنگ برود مدیریت بی فرهنگی را پیش می برد.  

در مبنای کوچکتر مدیریت بودجه فرهنگی در شهرها، شما سری به بودجه های شهری بزنید شاهد خواهید بود بودجه خوبی در هر شهر به فرهنگ وهنر اختصاص پیداکرده است همه مسئولین حرف از فرهنگ میزنند بودجه فرهنگی داریم ولی مدیریت بودجه خیر  

 

این روزها فضای مجازی پر است از عکس و البته افرادی که خود را عکاس می نامند، این آسیب است یا یک نکته مثبت؟آیا عکاسی می تواند روزی یک نیاز ضروری شود؟


این تب خاص ایران نیست در تمام دنیا وجود دارد چند نکته در این خصوص باید گفت. این مساله نشان می دهد که عکاسی هم اکنون چقدر مهم است و حتی تا جایی پیش می رود که شاید در آینده جایگزین کتاب و مجله شود و با آن بتوان هر روایتی را تعریف کرد. نکته دیگر این است ما در عصری زندگی می کنیم که هر روز بمباران تصویر می شویم اگر خوانش و سواد بصری درستی نداشته باشیم به راحتی با ما بازی می شود و به راحتی افکار ما را به هر سمتی می کشانند. اهمیت این قضیه تا جایی است که یکی از منتقدین هنری دنیا موهولی ناگی می گوید«بیسواد آینده کسی است که عکاسی نداند»

 

چرا اهمیت جشنواره ها و سوگواره ها برای عکاسان اینقدر زیاد است آیا جشنواره زدگی در عکاسی وجود دارد؟ یا ممکن است عکاسی با عناوین جشنواره ای دچار توهم حرفه ای بودن شود؟


بله یک نوع جشنواره زدگی در میان عکاسان ایرانی وجود دارد. مساله این است که در کشور ما محلی برای ارائه آثار وجود ندارد و بازار و فرهنگ فروش عکس وجود ندارد بنابراین جشنواره می شود تنها محل ارائه اثر و جوایز آن یک منبع درآمد برای عکاس. متاسفانه همین جشنواره ها در کشور ما رزومه شده است در حالی که در سایر کشورهای دنیا تعداد نمایشگاه رزومه است و نه تنها جشنواره های خارجی جایزه ای ندارند بلکه برای حضور عکس خود در آن باید هزینه هم پرداخت.
آیا در عکاسی نیز وجود حامی و اسپانسر ضروری است؟
متاسفم که بگویم بله با توجه به شرایط کنونی اقتصاد هنر وجود حامی بسیار مهم است؛ ولی ماهیت اسپانسر این است که با خودش فرمایش و سفارش دارد زیرا تهیه کننده هزینه می کند تا توقعاتش برآورده شود. اگر قرار است نمایشگاهی دلی باشد نباید خیلی سمت اسپانسر رفت و یا اگر حامی وجود دارد باید با آنقدر بحث و کلنجار داشت تا نخواهد تمامی نگاه خود را بر انتخاب آثار اعمال کند. خوشبختانه من در این نمایشگاه تعامل خوبی با مدیریت خانه میراث اصفهان علیرضا زند کریمی  بعنوان حامی داشتم و تجربه موفقی بود.


نمایشگاه عکس « هم پا تا حرم » از23 تا 30 مهرماه  درنگارخانه میراث میدان امام اصفهان برپاست..

 

مطالب پیشنهادی