امام رضا علیه السلام: هر که غم مؤمنى را بزداید، خداوند در روز قیامت، غم را از دل او مى زداید.


اولین کنفرانس ملی شهر دوستدار کودک در تاریخ ۲۶ و ۲۷ دی ماه  با هزینه بالغ بر سه میلیارد و پانصد میلیون ریال در هتل آسمان اصفهان برگزار شد. میهمانان خارجی و داخلی از سراسر کشور در این کنفرانس شرکت کردند. بایدها گفته شد.همچون اینکه:
"کودکان بیش از دیگران قربانی آلودگی هوا و آلودگی صوتی می باشند و میتوانند موضوع تحقیق آسیبهای اجتماعی قرار گیرند.
و یا: ما باید افکارمان را دچار تحولی عمیق کنیم تا طرحهای ما موجب محدودیت کودکان نشود...
باید به آینده سازان برای بهبود آینده توجه کنیم ؛ کودکان سرمایه های بزرگی هستند."
بایدهایی که شاید ۹۰ درصد آن را خود نیک میدانیم و میدانستیم اصفهان تا آنکه بشود شهر و محیطی امن برای کودکان، فاصله ای بس دور و دراز دارد.

اینکه صرف جشنواره فیلم کودک در اصفهان برگزار شود و تنها اقشار متوسط به بالا، بتوانند کودکان و نوجوانان خود را به جشنواره بیاورند معیاری نیست برای این رویا هرچند میتواند مثمر ثمر باشد در  صورت اجماع شرایط.
در مصاحبه ای که با مدیران مختلف شهرداری انجام شد همه بالاتفاق از بایدها میگفتند.
برخی برنامه های مدون کاربردی در دست نداشتند اما سینه سپر، به این کنفرانس آمده بودند. 
مسئله همین است که "اینجا" اول وقایع اتفاق می افتد و در مرحله بعد میخواهیم پیرامونش فکر کنیم و به تدوین برنامه بپردازیم و  توجیهی منطقی کنیم. 
تازه یادمان می افتد که پروژه های قبلی را مثل پازل کنار هم بنشانیم تا شاید به کودکان مرتبط شود و بدون آنکه پله ای بالا رفته باشیم بر وصول این هدف بعد از کنفرانس، صرفا بخاطر آنکه بی جواب از سوال خبرنگار بیرون نیاییم اقدامات روتین قبلی که شاید هیچگاه در انجامش هدفمان مشخصا کودکان شهر نبود اما تعمیمش میدهیم به کودکان شهر!

مثل اینکه "ما فضای پارکهایمان را ترمیم میکنیم" که کودکان هم در این امر سهیمند یا "محیط و کالبد شهر را تمیز و احیا میکنیم" که مسلما کودکان هم میتوانند حظ این پاکیزگی را ببرند!

البته در گفته های هر مدیر تعدادی "قرار" هم یافت میشود مثل اینکه قرار است کلنگ فلان پروژه زده شود. البته به گفته مدیر محترم بدون آنکه اطلاعی از شهر دوستدار کودک شدن اصفهان داشته باشد!

 اما واقعیت امر دیگری است . کنفرانسی تشکیل شد که تامین حقوق یکسال بیش از ۳۵۰ نفر کارگر شهرداری با ۵ماه حقوق معوقه بود. اما وقتی از رییس کنفرانس میپرسیم آیا برای رسیدن به این هدف تعاملاتی با سایر سازمانها انجام داده اید؟ میگوید خیر .

میگوید وظیفه ما در حد محیط شهر و کالبد شهر است و بیشتر از آن وظیفه نداریم اما آقایان آیا نمیدانند شهر دوستدار کودک نیازمند تعامل کلیه سازمانهای شهر اصفهان است و اگر یک سازمان، ساز ناکوک بزند میتواند پروژه شهر دوستدار کودک را مخلل کند.

چگونه میشود در شهری که کودک کار در سرمای استخوان سوز زمستان اصفهان، با تن نحیف و استخوانی و لباس کم و بدون کلاه اصرار دارد تا کفشهایت را پاک کند تا ثمن بخسی کف دستش بگذاریم شهر دوستدار کودک محقق شود؟
چگونه میشود وقتی هزاران کودک معلول در این سرزمین به دلیل عدم امکانات و گرانی و هزینه های سرسام آور نمیتوانند خود را به حداقلهای زندگی برسانند و به واقع محرومند و نه بهزیستی پاسخ گوست و نه نهادی دیگر میتوان این شهر را دوستدار کودک نامید؟ وقتی ۱۶ هزار کودک معلول این سرزمین از تحصیل باز میمانند و یقینا اصفهان سهم شاخصی در این موضوع دارد یا وقتی بیش از ۲۶۰۰ کودک علت بازماندن از تحصیلشان، فقر عنوان میشود آیا بدون تعامل با سایر سازمانها میتوان اصفهان را شهر دوستدار کودک نامید؟
زمانی میتوان مدعی آغازی برای این موضوع شد که سندی کاربردی و علمی برای این امر تدوین شود و تمامی المانهای شهر کودک لحاظ شود. که حتی با تغییر مدیریت شهر این هدف و چشم انداز دست نخورده بماند و محقق شود و دیگر نگران آن نباشیم تا با سرآمدن موعد مدیریت وقت و تغییر کادر مدیریت شهری این پروژه به فراموشی سپرده شود.

در مصاحبه ام با معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری ادعای مطروحه ایشان نیز بر بایدهای امر بود و آنکه در طراحی و برنامه ریزی شهری و زیرساختهای توسعه ای باید متناسب با کودکان عمل شود. تصریح بر این امر که ما به عنصری بنام کودک بی توجه بودیم و باید در موضوع حمل و نقل  زیرساختهای متناسب با نیازهای کودک را برطرف کنیم تا کودک بالاتر از ۱۲سال بتواند نیازهای حمل و نقلی اش بدون مشارکت والدین فراهم شود.
شاید نکته امیدوار کننده این مصاحبه آن بود که
 ایستگاه های دوچرخه سواری قرار است به توزیع دوچرخه و اسکوتر و... متناسب با کودکان نیز تجهیز شود اما صرفا در محلات امن و ایمن نه تمام ایستگاههای دوچرخه سواری شهری.

یکی از مکانهای امن از نظر مدیریت شهری جاده سلامت ناژوان است.
جاده ای که به واقع میتوان از ناامن ترین جاده ها نام برد. بدین توضیح که این جاده محل پیاده روی و دویدن شهروندان ، دوچرخه سواری تک نفره و دوچرخه های دونفره و چهارنفره و حتی کالسکه سواری با اسب است .
پیاده که از این جاده باریک میگذری ناگهان دوچرخه سواری با سرعت برق و باد از کنار گوشَت میگذرد حتی برخوردهایی ایجاد میشود که شاید به دلیل آنکه هنوز خوشبختانه در این سوز و سرما اتفاق مهلکی نیفتاده این جاده از نقاط امن تلقی میشود!

حال به گفته معاون شهردار قرار است اسکوتر و دوچرخه مخصوص کودکان و نوجوانان نیز در این ایستگاه اضافه شود!


در دوره مدیریت شهری قبل، اصفهان مدعی شهر استفاده کننده از دوچرخه شد. راستش را بخواهید در هر دوره ای نام اصفهان با پسوندی همراه بود. اصفهان: پایتخت فرهنگی؛ اصفهان: شهر صنایع خلاق؛ اصفهان : شهر دوچرخه ها و اینک اصفهان شهر دوستدار کودک اما هیچ کدام به طور کامل تجلی گاه اصفهان به این نامها نشد.
مدیر سازمان تفریحی فرهنگی ورزشی شهرداری معتقد است که به دلیل عدم زیرساخت مناسب برای دوچرخه سواری این رویا بطور کامل محقق نشد هرچند که معاون حمل و نقل و ترافیک شهری این ادعا را قبول ندارد و معتقد است اصفهان هنوز مسیر شهر دوچرخه ها را میپیماید.
اما سوال اینجاست با آنکه زیرساختها و بستر، مناسب دوچرخه سواری نیست و شهروندان ایمنی و امنیت کافی برای این امر ندارند و ما بطور بسیار اتفاقی و نادر افراد دوچرخه سوار را در شهر میبینم؛ چگونه می شود بر این ادعا اعتقاد داشت؟
علیرضا صلواتی میگوید: لزوما این نیست که اگر بخواهیم دوچرخه سواری را رونق دهیم باید لاین دوچرخه سواری باشد و در کشورهای مختلف به دلیل استقبال مردم و روی آوردن به دوچرخه دولتها مجبور به ایجاد بستر مناسب شدند.

که البته دل و جرات شهروندان خارجی شاید بسیار زیادتر بود از آنکه تقریبا میتوانی ایمان داشته باشی که خیابانهای "اینجا" برای دوچرخه سواری ناامن است.

او با تاکید بر آنکه در اصفهان محدوده شبکه معابر داریم، اما میگوید : داریم برنامه ریزی میکنیم که در مرکز شهر لاینهای دوچرخه سواری ایجاد شود که البته ممکن است شهروندان خودروسوار به دلیل ایجاد محدودیت، نقدهایی بر این امر داشته باشند .
او تصریح میکند:سه شنبه های بدون خودرو به هدف پیاده راه شدن چهارباغ رسید و نتیجه عملی این طرح شد .
معاون شهردار گویا سه شنبه ها بدون خودرو به شهر می آید.
وی بیان میدارد: قرار است ادامه سه شنبه های بدون خودرو در محورهای رهنان و خیابان نظر ادامه یابد. هرچند که بسیاری از متخصصان و برخی از مدیران اداره میراث فرهنگی و یا شیرین طغیانی عضو شورای شهر اعتقادی به پیاده راه سازی چهارباغ ندارند.

برخی معتقدند حذف عبور و مرور خودرو از چهارباغ سختی و مشقتی مضاعف بر مردم تحمیل کرد و هرچند محور خیابان باغ گلدسته فعال شد اما ترافیک بیشتر از قبل قوت گرفت. اینکه معاون شهردار اعتقاد داشته باشد که "مردم راههای مکمل را خود می یابند" تدبیر در این گفته نهفته نیست.
چهارباغ خراب شد هرچند علیرضا صلواتی معاون شهردار باور دیگری دارد و معتقد است چهارباغ میانه راه است و تا ۶ماه دیگر محور چهارباغ تکمیل میشود.
اما مجهول است که چه اصراری به پیاده روی کردن شهروندان در شرایطی که سهولت این امر فراهم نیست برای مدیران شهری وجود دارد؟ حال که عبور و مرور ویلچیر نشینان به محور چهارباغ نیز قطع شده است.

ما نیز به مانند شهردار محترم "به دیپلماسی و تعامل با دنیا معتقدیم" اما برگزاری این کنفرانس بهترین راه برای تحقق شهر کودک نبود و تحمیل سرمایه این چنین گزاف، به نحو بهتری میبایست هزینه میشد . رفاه شهروندان گاه در گرو تدبیر و تعمق بیشتری است.آیا همه کودکان این شهر در شهر دوست دار کودک سهیم خواهند بود؟

 فاطمه مستغنی

مطالب پیشنهادی