امام رضا علیه السلام: هر که غم مؤمنى را بزداید، خداوند در روز قیامت، غم را از دل او مى زداید.

به گزارش مفتاح: نویسنده بود و روزنامه‌نگار, سیاست‌مدار و مترجم و پژوهشگر. مسلط به زبان فرانسه و عربی. او را پایه گذار روزنامه نگاری نوین در اصفهان نامیدند. در طول حیات خویش موفق به دریافت جایزه سلطنتی بهترین نویسنده سال شد. قسمتی از فعالیت سیاسی اش  دورن شورای شهر رقم خورد. در چند دوره انجمن(شورا) شهر , نماینده مردم اصفهان بود. وی در خاطرات خود عنوان میداشت: در زمان نمایندگی ام هیچ یک از اعضاء , حقوقی از انجمن شهر دریافت نمی داشتند و از جیب خود برای مردم هزینه میکردند. یاد آن روزها بخیر...

در نوجوانی اما دچار بیماری مفصلی شد و در ۱۸سالگی دیگر توان ایستادن بر روی پاهای خود را نداشت,  در همان دوران اما, فعالیت او در حوزه روزنامه‌نگاری، ترجمه و فعالیت‌های سیاسی و امور خیریه‌ پا گرفت. روزنامه اخگر و روزنامه‌ی اصفهان را منتشر ‌کرد. فعال صحنه سیاست بود و حدود ۷دهه پیش، حزب آزادی را تأسیس کرد. نامش برای اهالی قلم آشناست. «امیرقلی امینی».

پس از ۲۸ مرداد، به‌دلیل حمایت از دکتر مصدق و نهضت ملی شدن نفت، از فعالیت‌های سیاسی و حتی فعالیت‌های عام‌المنفعه کناره گرفت. اما کماکان فعال حوزه فرهنگ بود. تأسیس جمعیت شیر و خورشید سرخ اصفهان و تأسیس پرورشگاه کودکان اصفهان ازجمله فعالیت‌های عام‌المنفعه‌ی او‌ست. فایده روزنامه نگار بودنش را در آن می دانست که از لحاظ خدمات اجتماعی عامل خدماتی موثر شد ، از جمله تعلیم و تربیت فرزندان یتیم و نیز وقف روزنامه و عمارت اصفهان از جمله خدماتش بود. که پس از پایان عمرش هیات امنایی تشکیل شود و همچنان راهش ادامه یابد. اما دریغ...

وی به دلیل علایق شخصی خویش به غنای علم و فرهنگ همواره خواستار حضور اصحاب رسانه و شعرای وقت در خانه ی شخصی خود بود, چنان که در این مکان جلسات هفتگی و شب شعر برگزار می نمود و محلی برای ادبا و نشستگاه شعرا بود. عدم تملق گویی به حکام و استانداران از خصوصیات شاخصش بود و نیز داشتن عزت نفس او بود که حاضر نبود زیر بار هر کاری برود. او علت ۶بار توقیف شدن روزنامه اخگر و اصفهان را به همین دلیل می دانست. حاصل عمر پرثمر او ۴۷ سال روزنامه نگاری و کار کردن بر روی فرهنگ عامه ایران بود، از جمله تالیفاتش سی افسانه از افسانه های بومیان، داستانهای افسانه و نیز فرهنگ عامه بود که مجموعاً ۱۲ کتاب از او در زمان حیاتش چاپ شد.

نشان درجه دو در زمان حکومت رضاشاه، و نشان درجه چهار همایون، نشان مخصوص کشاورزی بخاطر خدمات کشاورزی اش و نشان پهلوی از جمله توفیقات او بود.امیرقلی امینی در روزهای پایانی عمر خود منزل مسکونی، چاپخانه و کلیه کتابهای خود را که حدود۱۲۰۰تا ۱۳۰۰جلد کتاب بود,  برای تداوم کارهای علمی- فرهنگی ادیبان، شعرا و روزنامه نگاران در اختیار شهرداری اصفهان قرار داد. اما متاسفانه شهرداری اصفهان در تصویب اساسنامه این بنیاد آنقدر تعلل نمود تا امینی در سال۱۳۵۷در گذشت. به احترام شخصیت شاخص او و خدمات وافرش به مناسبت  درگذشت امینی انجمن شهر یک دقیقه سکوت اختیار کرد. او در آخرین وصیت نامه خود ابراز علاقه نمود تا جسدش در حیاط خانه خود(بنیاد امیرقلی امینی) دفن شود. امیرقلی در آخرین مصاحبه اش می گوید: ساختن چنین عمارتی تقریبا مشکل بود, به خصوص از جهت کاشی کاری و نقاشی که خود یک نمونه تاریخی است.

منیژه دختر امیر قلی در مصاحبه ای به پایگاه خبری مفتاح می گوید: پدرم جزء اولین کسانی بود که ایده خانه- موزه را مطرح کرد. او علاقه‌مند بود توریست‌ها، زندگی یک نویسنده و روزنامه‌نگار ایرانی را مشاهده کنند و منزلش همان‌گونه که در زمان حیاتش بوده، مورد بازدید قرار گیرد. اما متأسفانه از زمانی که این خانه تحویل داده شد تا به‌ عنوان بنیاد فرهنگی با هیئت‌مدیره‌ای موظف، اداره شود حتی با وجود اساسنامه‌ای که نحوه فعالیت آن را مشخص کرده، هیچ‌وقت طبق آن بهره‌برداری و اداره نشد.

به دلیل آن‌که یکی از فرزندان امیرقلی مطابق اساس‌نامه، جزء هیئت‌امنای این بنیاد است، منیژه دائماً و از بدو تأسیس، پیگیر اجرایی شدن اهداف بنیاد بود. اما در گذشته هیچ‌گاه توجهی به مکاتبات یا مراجعات او به اماکن مرتبط نشده بود.

منیژه امینی می گوید: متأسفانه، تا به حال این بنیاد مورد بی‌توجهی و حتی مورد سوءاستفاده‌های ناخوشایندی از سوی برخی افراد قرار گرفت.

 مرحوم امیرقلی امینی می گفت: «بنظرم اصفهانی هر اندازه هنر و هوش و استعداد داشته باشد و در کسب معیشت فعال باشد و هر اندازه که در راه تعالی و ترقی خود و شهرش فعالیت کند به همان اندازه نسبت به روزنامه بی علاقه است»!

حال همین بی علاقگی به مطالعه و فرهنگ و هنر گویا به وارثان آن دوره نیز سرایت کرده است. خانم منیژه می گوید: این کارهایی که مردم با انگیزه انجام می دهند (مانند صلح منزل مرحوم پدرم به شهرداری) به جای آن که مورد تشویق (مسئولان) قرار گیرد باعث یأس مردم نشود و من که دیگر مأیوس شده ام. او در ادامه می گوید: البته تمام آن بستگی دارد آن طرف میز چه کسی نشسته باشد و اگر انگیزه و لیاقت و حس وطن پرستی داشته باشد خیلی از کارها به راحتی پیش می رود.

خانه امیرقلی امینی در سال 1384 ثبت ملی و به عنوان بنیاد فرهنگی تلقی شد. در اساسنامه عنوان شده است که این بنیاد دارای شخصیت حقوقی است. به دلیل آنکه اساسنامه، مربوط به زمان قبل از انقلاب است و هیچ جلسه ای با حضور اعضای آن اعم از استاندار و شهردار و یکی از فرزندان امیرقلی و نیز سایر نمایندگان شهر برگزار نشد، نیاز به تدوین اساسنامه جدید و تغییر اساسنامه قبلی است. منزل شخصی امیرقلی امینی طی عقد صلح رسماً به شهرداری اصفهان  منتقل می شود. در حدود دهه ۷۰ این منزل در اختیار ارشاد قرار میگیرد و پس از آن چند سالی به صورت بنایی متروکه و مخروبه معطل می ماند و هیچ استفاده مفیدی از آن نمی شود.

اما کل این ساختمان توسط استانداری اسبق ، با توافق شهرداری بدون آنکه تصریح در اساسنامه شده و یا در راستای اجرای وصیت مرحوم امیرقلی باشد، حق انتفاع آن به بنیاد ملی نخبگان داده می شود. منیژه امینی میگوید: تا ۳سال از این واگذاری اطلاعی نداشتم و به دلیل کم مهری هایی که در خصوص منزل پدرم صورت گرفته بود حاضر نبودم هیچ گاه به آنجا بروم و حتی نمیتوانستم سر مزار پدرم نیز بروم.

او با خنده ای آرام میگوید:  این نمد وقتی کلاه می شود که بید زده و پوسیده نباشد و به هر حال ما مشکلی نداریم اگر هر کسی بخواهد از اینجا استفاده کند ، هیچ بخل و حسادت و تنگ نظری در کار نیست. اما مهم آن است که اصل بنا حفظ شود و هیچ سعادتی بالاتر از آن نیست که اهدا کننده بداند ملکش مورد استفاده صحیح قرار می گیرد.

 خانم منیژه ادامه می دهد: نامه ای به شهردار فعلی اصفهان ارسال کردم اما از طریق مذاکره تلفنی با ایشان متوجه شدم بعد از ۳ماه هنوز این نامه به دست ایشان نرسیده و گویا معدوم شده است.

بعد از آن پیش نویس نامه شهردار را برای آقایان محمد عیدی -معاون شهردار و رییس سازمان فرهنگی تفریحی ورزشی شهرداری- و علی راعی –مشاور رسانه ای شهردار اصفهان- فرستادم.

او محتوای این نامه را پیشنهاداتی از جمله موارد ذیل می خواند:  بنیاد امیرقلی امینی می بایست مدیر مسئول داشته باشد و نیز از ردیف بودجه فرهنگی شهر، بودجه ای اختصاصاً به این بنیاد تعلق بگیرد و اگر امکان این امر نیست، یک چهارم از محل اجاره بهای ملک که به هر نهاد یا ارگانی واگذار  می شود، به خود ساختمان اختصاص یابد که البته تمام این اقدامات زیر نظر مسئول مربوطه انجام شود.

او از قول شهردار فعلی می گوید که قرار است جلسه ای در این خصوص با حضور او گرفته شود و تصمیمات شایانی  با لحاظ نظرات مرحوم پدرم اتخاذ گردد.  

منیژه امینی گلایه از بنیاد ملی نخبگان دارد. او در ادامه سخنانش می گوید:  «زمانی که از خانه پدری ام بازدید داشتم متوجه شدم که مورد بهره برداری مخالف با مصالح ساختمان  قرار گرفته است. فلذا ابتدا از ایشان مجوز استقرار این نهاد را خواستم، که مجوز صادره از سوی  استانداری را به من نشان دادند.

اما خواستار آن شدم که عملیات مخالف مصالح ساختمان را متوقف کنند. آنها انباری ساخته بودند که خواهش کردم تا انبار را جمع کنند. اما ماشین و موتورسیکلت های متعددی در حیاط خانه پارک میکردند و به دلیل آنکه ساختمان قدیمی است تهدیدی برای بنیاد فرهنگی امیرقلی محسوب می شد. فلذا با هزینه شخصی اقداماتی در جهت جلوگیری از این امر انجام دادم.

اما بزرگترین رفتار مغایر با بنیاد فرهنگی امیرقلی آن بود که تابلو بنیاد ملی نخبگان را سر در بنیاد امیرقلی گذاشته بودند! تابلو را برداشتم و با استفاده از هنر هنرمندان متبحر اصفهانی سردر بنیاد امیرقلی را متناسب با قدمت ساختمان و تاریخی بودنش کاشی کاری کردم و تاریخ ساخت۱۳۱۹ ،تاریخ اهداء آن به شهرداری ۱۳۵۷ و تاریخ شروع بهره برداری ۱۳۷۰ را بر روی سردر بنیاد فرهنگی امیرقلی امینی هک کردم که البته کسی نه مخالفت کرد و نه همکاری. اما به نظرم با این کار مهر تایید بنیاد امیرقلی امینی زده شد و کارهایی که فکر میکردم به مصلحت است تا به این زمان برای حفظ این بنا انجام دادم. هم چنان که شناسنامه ساختمان را در ۵ بنر بر روی دیوار حیاط بنیادنصب کردم.»

هرچند برخی علل و عوامل معطل ماندن این ملک و عدم استفاده صحیح از آن در جهت نیل به مقصود موصی را دلایلی دیگر میدانند اما به دلیل آنکه مالک فعلی شهرداری اصفهان است, می طلبد تا هر اقدامی در جهت اعتلای این  بنیاد انجام دهد. خانه امیرقلی امینی که به گفته منیژه امینی اکنون در حدود چند میلیارد تومان ارزش مالی دارد پس از حدود 4 دهه و نزدیک به نیم قرن هنوز به بنیادی فرهنگی مطابق با مقصود و وصیت مرحوم امیرقلی امینی تبدیل نشده است. عدم مدیریت صحیح و به تعویق انداختن استفاده از بخشش مفاخر در جهت ارتقاء فرهنگ اصیل ایرانی- اسلامی حاصل زایل شدن این میراث گرانبهاست.

 

فاطمه مستغنی اصفهانی

دبیر تحریریه پایگاه خبری مفتاح

مطالب پیشنهادی